داستان ملانصرالدین

وبگردی آمانداسان- ملا نصرالدین، شخصیتی داستانی و بذله‌گو در فرهنگ‌های عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیه‌ای، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناخته‌شده است. ملا نصرالدین در ایران و افغانستان بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد. در ادامه داستانی از این شخصیت را می خوانید.

می گویند شبی از دهه ماه محرم ملانصرالدین برای خواندن روضه اباعبداله به روستای مجاور رفت. روضه را خواند و دیروقت قصد برگشت کرد. شب هنگام بود هوا کاملا تاریک. در راه پای ملا لغزید و سر خورد و نزدیک بود به چاهی پر از آب بیفتد. از قضا یکی از هم محلی های ملانصرالدین آنجا بود و به کمک ملا آمد و نگذاشت به چاه بیفتد. ملا نیز حسابی از او تشکر کرد و با هم به سمت روستا رفتند.

داستان ملانصرالدینفردا صبح دوباره ملا همان مرد را در بازار دید. مرد به سمت او آمد و گفت ملا خوب شد من دیشب آنجا بودم وگرنه به چاه میفتادی و لباست حسابی خراب می شد. ملا برای او دعا کرد و جلوی مردم از او تشکر کرد. ظهر بازهم ملا و مرد در مسجد همدیگر را دیدند و باز هم مرد با صدای بلند به ملا گفت خوب شد من دیشب تو را نجات دادم. وگر نه در آب میفتادی و سرما میخوردی. ملا مجدد از او تشکر کرد و … شب هم همان قصه تکرار شد و مرد به ملا گفت از یک دردسر بزرگ نجاتش داده.

 

 

داستان ملانصرالدین

مطالب از سراسروب

درباره معصومه ولایتی

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

آموزش وردپرس | قالب وردپرس | افزونه وردپرس